در ميان من و تو فاصله هاست .
مي توان
از ميان فاصله ها را برداشت.
دل من با دل تو
هر دو بيزار از اين فاصله هاست.
گاه مي انديشم
مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري !!
سزاوار ...
من در آئينه رخ خود ديدم
وبه تو حق دادم
آه مي بينم ، مي بينم
تو به اندازه تنهايي من خوشبختي
من به اندازه زيبايي تو غمگينم
چه اميد عبثي
من چه دارم که ترا درخور ؟
-- هيچ
من چه دارم که سزاوار تو
-- هيچ
تو همه هستي من . هستي من
. تو همه زندگي من هستي .
تو چه داري؟
-- همه چيز
تو چه کم داري؟
-- هيچ .