هیچ حرف دگری نیست که با تو بزنم
تو نمی فهمی اندوه مرا
چه بگویم به تو ای رفته زدست
شدم از مستی چشمان تو مست
شده ام سنگ پرست
مرگ بر آنکه دلش را به دل سنگ تو بست
تو نمی فهمی اندوه مرا...
+ نوشته شده توسط fatemeh در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 و ساعت
16:14 |
