تبليغاتX
زیبا ترین قلب دنیا

 

مرگ و زندگی :

مرگ از زندگی پرسید : آن چیست که تورا شیرین و مرا تلخ کرده است ؟ زندگی پاسخ داد. دروغ های که درمن نهفته و حقیقتی که در توست .

یه نصیحت ا ز یک دوست::::

: عاشق نشوید اگر توانید                 تا در غم عاشقی نمانید

 سرنوشت اینجور نوشت ، عاشقی رسوایه هرکی عاشق شد ،بدونید آخرش تنهاییه .

 

+ نوشته شده توسط fatemeh در دوشنبه هفتم آذر 1384 و ساعت 21:12 |

 

این بار می خواهم برای تو بنویسم ، شاید درست نشناسمت ولی می دونم تو هم مثل منی ، مثل خود من.......

یه وقتایی توی نا امیدی گم شده بودم ، تو چاله زندگی گیر کرده بودم ، اصلا با خودم درگیر بودم ، آره قبول دارم اون مواقع زیاد  از تنهایی و بیراهه های زندگی می نا لیدم ...

ولی همیشه یه حس مهربون ، یک دست نجیب ، یک صدای بلند ، یک نگاه عاشق ، از خواب بیدارم می کرد ،  همیشه بعد از د لگیری ها، یه کسی بود که بهم امید می داد.

جنسش از نور بود ، توی چشمام زل می زد و می گفت : کجایی ؟! خوابت برده...... با تو هستم ...... با تو ....... با تو که زانوی غم بغل کردی ،  تو گوشه ی خونه لم دادی و با بغض به عقربه های ساعت زل زدی ُ..........

آره تو ، تو که داغ یک غم تو دلت بلوا کرده ،

رفیق   ، یا ر ، همراه، منم مثل تو هستم.............

گوشه دل همه ی ما ها ، یه آرزوی نرسیده هست ، یه حس غمگین عجیب ، یه کار نکرده ، یه اشک نریخته..........

 و یه راه نرفته ............

ُآّهای حس مهربون ،  آهای دست نجیب ، ُآهای نگاه عاشق   یکی دیگه هم هست که به کمکت احتیاج داره !!! زود خودتو بهش برسون نذار دیر بشه!!!!!

امیدوارم  اگه بهش احتیاج داشتید سراغ شما هم بیاد......
+ نوشته شده توسط fatemeh در دوشنبه هفتم آذر 1384 و ساعت 21:9 |

 

 

زندگی مرگی است که در آن تاخیر می کنیم و مرگ لولای زندگی است .............« امیلی دیکنسون»

 

 

طمع من دوستا ن من اند ،پس مرا در گرد آوری آنان ببخش........................................... «امیلی دیکنسون»

 

خداوند هرگز وارد مغز تان نخواهد شد ، دری که او انتخاب می کند قلب شماست............«پائولو کوئیلو»

 

عشق شبیه خوشبختی است شما مجبورید همه راه را برای پیدا کردن آن بدوید.................«رابرت میکام»

 

همیشه صراحت بیان داشته باش هر چند به ندرت حر ف می زنی............................«هلمز»

 

عشق واقعی را می توان در یک جمله خلا صه کرد پایه و اسا س یک زندگی شیرین.............«امیلی دیکنسون»

 

سعادتمند کسی است که در برابر مشکلا ت زندگی اش قامت خم نکند و در برابراش بایستد.....«شکسپیر»

 

 

+ نوشته شده توسط fatemeh در دوشنبه هفتم آذر 1384 و ساعت 21:7 |

 

 دوستت دارم نه بخاطر شخصیت تو ، بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم..                         

 هیچکس لیاقت اشکهای تورا ندارد .وکسی که چنین ارزشی دارد با عث اشک ریختن تو نمی شود ...

اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجود دوست ندارد . .. 

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد و قلب تو را لمس کند....

بد ترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی هرگز به او نخواهی رسید....

هرگز لبخند را تر ک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هرکسی امکان دارد عاشق لبخند تو شو د                                                              

  همیشه افرادی هستند که تورا می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.....

خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از اینکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تورا بشناسد ......

زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری ....

شاید خدا خواسته است که ابتدا افراد نامناسب ریادی را بشناسی و سپس شخص مناسبی را ، و به این ترتیب وقتی اورا یافتی بهتر می توانی شکر گزار باشی.....

+ نوشته شده توسط fatemeh در یکشنبه ششم آذر 1384 و ساعت 22:57 |

کمی فکر کن ............

به آنهای فکر کن که هیچ گاه فرصت آخرین نگاه و خدا حافظی را نیافتند. به آنهای فکرکن که د رحال خروج از خانه گفتند: روز خوبی داشته باشی و هرگز روزشان شب نشد .به بچه هایی فکر کن که گفتند: مامان زود برگرد و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند .

به دوستای فکر کن که دیگر فرصتی برای د رآغوش کشیدن یکدیگر ندارند و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند .

من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ نا غافل و نا گهانی چشم از جهان فرو بستند سوگواری می کنم .

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که : آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند و اکنون د  لتنگ رفتگان خود نشسته اند گریه می کنم.

به افراد دور و بر خود فکر کنید :

دیروز گذشته است آینده ممکن است هرگز وجود نداشته باشد واین لحظه ممکن است تنها فرصت تو باشد تو چه میدانی............؟؟؟

اندکی فکر کن.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط fatemeh در جمعه چهارم آذر 1384 و ساعت 3:30 |

   زمانی که همه جا درتاریکی فرو برود می خواهم تو در کنارم باشی تا در آن تاریکی شب هر دو به شب نگریم و طلوع ماه را نظاره گر باشیم آن زمان که طلوع ماه کامل میشود تو در کنارم بمان . وقتی که در کنار تو هستم رنج ها را احساس نمی کنم خستگی بر من چیره نمی شود و اگر تو با من باشی چهره خشن زندگی را حس نمی کنم زمانی که همه جا در تاریکی محض فرو می رود زندگی ام را روشنی بخش. و آغاز یک زندگی نوین را در آن تاریکی شب به من نوید بده در آن تاریکی شب روشنی بخش زندگی ام باش و آغاز یک زندگی نوین را به من نوید بده ........

 

 

+ نوشته شده توسط fatemeh در جمعه چهارم آذر 1384 و ساعت 3:26 |

 

قبل از اینکه بخونی فکر کن ببین مهم ترین عضو بدن چیه بگو بعد بخون .... امیدوارم درست حدس زده باشید...

مهم ترین عضو بدن شانه هایت است . به این د لیل مهم ترین است که سر دوست یا عزیزی را در هنگام غصه و ناراحتی بر خود نگه می دارد و می تواند تکیه گاه دل شکسته ای باشد . آری! هرکس د ر اوقاتی از عمر خود نیازمند شانه ای برای گریستن است .

آرزو می کنم آنقدر دوست خوب در اطراف تو باشد که در هنگام نیاز شانه ای برای گریستن داشته باشی.

+ نوشته شده توسط fatemeh در سه شنبه یکم آذر 1384 و ساعت 23:14 |