تبليغاتX
زیبا ترین قلب دنیا
 
سلام به دوستان عزیز وبلاگی خیلی وقت بود که همه چی گذاشتم کنار ولی دوباره برگشتم
+ نوشته شده توسط fatemeh در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:7 |
 

 

 آهنگ ها تنهايي را تسکين مي دهند ولي تسکين تنهايي، تسکين درد نيست

+ نوشته شده توسط fatemeh در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 19:48 |
 

 هر گز كسي را از خواسته قلبي اش منصرف نكنيد

                                                                    جبران خليل جبران

+ نوشته شده توسط fatemeh در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 14:18 |
 

در زندگی زخم های هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد این دردها را

نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند که این درد های باور نکردنی را جز اتفاقات

و بیشامد های نادر و عجیب بشمارند .......

                                          راوی بوف کور صادق هدایت این گونه می نگارد ..

+ نوشته شده توسط fatemeh در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت 17:28 |
 

 

سلام

از اونجایی که اینترنت توخونمون تعطیله من نمی تونم به این زودی ها وبلاگمو آپدیت کنم

ولی بر می گردم و جواب خوبی های همتونو می دم از همتون ممنونم بابای و موفق باشید

 

+ نوشته شده توسط fatemeh در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت 10:50 |
 

اين روز ها احساس مي كنم دارم چيزي رو از دست مي دم كه هيچ وقت مال خودم نبود.

+ نوشته شده توسط fatemeh در سه شنبه بیستم تیر 1385 و ساعت 18:45 |
 

اینک تو رفته ای و نمی دانم

 آیا کدام هلهله ات شاد می کند

آیا کدام عاشق صادق

 نام تو را شبانه

در کوچه های شب زده

                                        --- فریاد می کند

 

+ نوشته شده توسط fatemeh در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 0:40 |

 در ميان من و تو فاصله هاست . 

مي توان    

                 از ميان فاصله ها را برداشت. 

  دل من با دل تو       


هر دو بيزار از اين فاصله هاست.

                      
گاه مي انديشم  
                          مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري !!

 


 سزاوار ...

 

من در آئينه رخ خود ديدم

وبه تو حق دادم

آه مي بينم ،  مي بينم

 تو به اندازه تنهايي من خوشبختي

من به اندازه زيبايي تو غمگينم 
                                                چه اميد عبثي
من چه دارم که ترا درخور ؟

                                 --  هيچ  

من چه دارم که سزاوار تو
                                           --  هيچ   

تو همه هستي من . هستي من


  . تو همه زندگي من هستي .


تو چه داري؟
               --  همه چيز 

  تو چه کم داري؟
                             -- هيچ . 

 

+ نوشته شده توسط fatemeh در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 و ساعت 1:2 |
 

  در قزاسوی عشق

        دوستت دارم ...

            د رفراسوی پرده و رنگ

                 د رفراسوی پیکرمان

                        بامن وعده دیداری بده...

+ نوشته شده توسط fatemeh در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 و ساعت 3:20 |
 

میان آفتاب های همیشه 

زیبای تو لنگریست

نگاهت

             ـ  شکست ستم گریست

و چشمانت با من گفتند که

                                        ـ فردا روز دیگریست....

از نگاه من شاهکار شاملو

+ نوشته شده توسط fatemeh در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 و ساعت 2:30 |

به نام یکتای بی همتا

 

شروع یک رابطه بدون موافقت طرفین راجع به نتیجه آن مثل شروع سفری طولانی بدون نقشه است . بارها و بارها گم می شوید و از سفرتان نیز لذتی نمی برید برای اینکه از رابطه خود به عنوان راهی استفاده کنید لازم است شما و همسفرتان چشم انداری مشترک از دلیل همراهیتان داشته باشید بعد تعهد صادقان بسپارید که آن چشم انداز را تحقق بخشید . بر این باور باشید که ما به این دلیل با هم آشنا شدیم که در رشد یکدیگر به هم کمک کنیم و آموزگار یکدیگر باشیم .

رابطه ما هدیه با ارزشی است که باعث می شود هر آنچه را لازم است بیاموزیم تا فردی هوشیار تر و بهتر گردیم .

آزمایشها و سختیهای ما همیشه نماینده درسهایی خواهد بود که خیلی به آموختنشان نیازمندیم .

چون پیمان بستیم این چشم انداز هدفمند عشق را در نظر داشته باشیم کشمکشها و سختیها برایمان مفهومی مقدس دارد.

وقتی عصبانی هستیم وقتی خسته می شویم و می خواهیم از رابطه بگریزیم دیگاه ما در مه مثل نوری می درخشد و به ما یادآور می شود که دلیل بزرگتری در مشکلات روزمره ما نهفته است.

به خاطر می آوریم که برای علتی بزرگتر خواسته ایم که با هم باشیم و با آن یادآوری می توانیم سریعتر خشم را رها می کنیم  رنج را فراموش کینم ببخشیم و پیوند ابدی عشقمان را که در اعماق وجودمان همیشه حاضر است بیابیم .

وقتی گرفتار مسایل روزمره هستید فراموش کردن مقصد حقیقی ارتباط به سادگی امکان پذیر است و وقتی هدفتان را در رابطه تان از دست دهید مسیر زندگیتان را گم می کنید. رابطه ای که مسیر خود را گم کرده باشد، از حرکت و رشد باز می ایستد چون هدف مشخصی ندارد.

توصیه خودم :

امید وارم با خواندن این مطالب  بازنگری در رابطه  خود داشته باشید.

 

"برگرفته از یاداشتهای یک روان شناس نا شناخته"

 

+ نوشته شده توسط fatemeh در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 2:26 |
 

 

بگذار عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری!

                                                                                     "آندره ژید"

+ نوشته شده توسط fatemeh در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 4:8 |

 

با گذر زمان بعضی چیز ها در زندگی کم اثر و محو می شوند اما چیزهایی وجود دارند که واقعا

 پایدار و پر معنی هستند. وقتی شما تمام امید و عشقتان را بر روی امور فانی می گذارید که به زودی از بین می روند، زمان را دشمن خود می سازید و درگیر نبردی می شوید که در آن پیروز نخواهید بود . وقتی شما واقعیت زندگی و ارزش ها را پاس می دارید، فرصت های شما برای لذت بردن افزایش می یابد و با گذر هر لحظه این فرصت ها بهتر می شوند. زمانی که عملکرد خود را مبتنی بر حقیقت ، پرهیزکاری و درستی می یابید، ارزش واقعی و مزیت هر تجربه را کسب می کنید، اما ممکن است زندگی همیشه آن طور که برنامه ریزی کرده یا مایلید پیش نرود اما همیشه چیزی با معنا و حقیقی خواهید داشت. در هر وضعیت ، موقعیتی است که در آن حقیقت وجودی شما میتواند به صورتی قوی تر رشد کند. هر تجربه، فرصتی است که در آن واقعیتی ارزشمند و جدید آشکار می گردد. زندگی همیشه چیزهای بسیاری برای ارائه دارد. حفظ ارزش های جاودانه باعث می شود که ثروت شما به راحتی غنی گردد.

 

 

+ نوشته شده توسط fatemeh در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 و ساعت 12:7 |

« مغایرتهای زمان ما »

 

- ما امروزه خانه‎های بزرگتر اما خانواده‎های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر.

- مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین‎تر‎؛‎ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم؛

- متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی‎کمتر.

- بدون ملاحظه ایام را می‎گذرانیم، خیلی کم می‎خندیم، خیلی تند رانندگی می‎کنیم‎؛ خیلی زود‎عصبانی می‎شویم، تا دیروقت بیدار می‎مانیم، خیلی خسته از خواب برمی‎خیزیم، خیلی کم مطالعه می‎کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می‎کنیم و خیلی بندرت دعا می‎کنیم.

- چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می‎کنیم، به اندازه کافی دوست نمی‎داریم و خیلی زیاد دروغ می‎گوییم.

- زندگی ساختن را یاد گرفته‎ایم اما نه زندگی کردن را؛ تنها، به زندگی سال‎های عمر را افزوده‎ایم و نه زندگی را به سال‎های عمرمان.

- ما ساختمان‎های بلندتر داریم اما طبع کوتاه‎تر؛ بزرگراه‎های پهن‎تر اما دیدگاه‎های باریکتر.

بیشتر خرج می‎کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می‎خریم اما کمتر لذت می‎بریم.

- ما تا ماه رفته و برگشته‎ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم.

- فضای بیرون را فتح کرده‎ایم اما نه فضای درون را، ما‎ اتم را شکافته‎ایم اما نه تعصب خود را.

- بیشتر می‎نویسیم اما کمتر یاد می‎گیریم، بیشتر برنامه می‎ریزیم اما کمتر به انجام می‎رسانیم.

- عجله کردن را آموخته‎ایم و نه صبر کردن را، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین‎تر.

- کامپیوترهای بیشتری می‎سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت‎های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم.

- اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت‎های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی .

- فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده‎های از هم پاشیده.

- بدین دلیل است که پیشنهاد می‎کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیت‎های خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است.

- در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید.

- زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه‎تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید.

- زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره‎ای ازلحظه‎های لذتبخش است.

- از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید.

- عباراتی مانند ”یکی از این روزها“ و ”روزی“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه‎ای را که قصد داشتیم ”یکی از این روزها“ بنویسیم همین امروز بنویسیم.

- بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می‎تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تأخیر نیندازید.

- هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمی‎دانید که شاید‎ آن می‎تواند آخرین لحظه باشد.

+ نوشته شده توسط fatemeh در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 0:32 |
 

هیچ حرف دگری نیست که با تو بزنم

تو نمی فهمی اندوه مرا

چه بگویم به تو ای رفته زدست

شدم از مستی چشمان تو مست

                                               شده ام سنگ پرست

مرگ بر آنکه دلش را به دل سنگ تو بست

                                       تو نمی فهمی اندوه مرا...

+ نوشته شده توسط fatemeh در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385 و ساعت 16:14 |
سلام بچه ها سال نو مبارک امید وارم سال خوبی داشته باشید

تو در ضمیر منی

چگونه از تو گریزم

                            - که ناگزیر منی

تمام هستیم از توست

                                     سرفرازی نیز

مرا زهر دو جهان جمله بی نیازی نیز

به روز حادثه تنها

                          تو دستگیر منی

                                                                  " مصدق"

+ نوشته شده توسط fatemeh در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 و ساعت 12:26 |

 

چون به دیدار دوست می روی دیدار را دریاب ، کسی چه می داند ؟

 

شاید فرصت دیگر دست ندهد . آن گاه پشیمانی سودی نخواهد داشت.

 

درست همان گذشته نشکفته است که آزارت خواهد داد

،

همان چیزی که می خواهی بگویی و نمی توانی .

 

کسانی هستند که آرزو دارند به کسی بگویند"دوستت دارم "

 

و سالها دو دلند و این را بر زبان نمی رانند ، روزی می رسد که او رفته

 

و عاشق می گرید و فریاد می کند ، نتوانستم به او بگویم" دوستش دارم "

 

 

 

 شری راجنیش 

    

+ نوشته شده توسط fatemeh در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 5:9 |

اگر واژه ها از دل برآیند نیازی به تاکید نیست.

 

اگر چیزی باشد که باید با حرکت دست ها انتقال یابد ،

 

دستها خود از عهده کار بر می آیند،             

                                     کار دیگری لا زم نیست  

                                                           اگر چیزی در نگاه تو باشد،

                                                                                           خود جاری خواهد شد .

ارنه

              -  همه و همه-

                                             جز تزویر نخواهد بود .

 

                                                              

                                                                                "شری راجنیش "

 

 

+ نوشته شده توسط fatemeh در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 4:46 |
 

اینم خیلی باحاله برید ببینید.......

www.irananimation.com-felash-ant.swf

+ نوشته شده توسط fatemeh در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 4:23 |

 

آنکه صد عزیز دارد صد رنج دارد .آنکه نود ،ده ،پنج یا دو عزیزدارد به همان ترتیب نود ،ده ،پنج یا دو رنج دارد کسی که اورا چیز عزیز یا خوشایندی نیست ، رنجی نیست . من می گویم آنها

 بی اندوه و بی شهوت و از نومیدی آزادند .همه غم ها ، اندوه ها و رنج های فراوانی که در دنیا جهان هست از وابستگی به چیز های عزیز پیدا می شود .

 

از دوستان ریاکار بیشتر از حیوانات وحشی بترسید ،زیرا حیوانات وحشی جسم شمارا زخمی می کنند و دوستان ریا کار ذهن شمارا .

 

اگر دیدید فکرتان فریفته شده است در بند آز افتاده است . باید این وسوسه را مهار کنید و جلو گیرید .فرمانروای فکر خود باشید . ما همان چیزی خواهیم شد که فکر می کنیم .

 

+ نوشته شده توسط fatemeh در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 2:44 |